تبلیغات در ارم بلاگ

مطالب پیشنهادی از سراسر وب

» قیام 15 خرداد - وقایع قبل از قیام 15 خرداد


زندگی نامه

نزدیکترین ندیم همیشگی شاه، تیمسار حسین فردوست در خاطراتش از به کارگیری تجربیات و همکاری زبده ترین مأمورین سیاسی و امنیتی امریکا برای سرکوب قیام و همچنین از سراسیمگی شاه و دربار و امرای ارتش و ساواک در این ساعات پرده برداشته و توضیح داده است که چگونه شاه و ژنرالهایش دیوانه وار فرمان سرکوب صادر می کردند. برخلاف ادعاهای مکرر شاه، عناصر چپ و کمونیستها نه تنها هیچ گونه مشارکتی در این قیام نداشتند بلکه حزب توده و دیگر کمونیستهای ایران در نوشته ها و مواضع خویش به تکرار تفسیر رادیو مسکو و روزنامه های شوروی از وقایع پانزده خرداد می پرداختند. در آن موقع حتی این را به شما [شاه ] عرض کردم که اگر خود من هم از مسند قدرت به زیر کشانده شوم شما همیشه می توانید با محکوم کردن و اعدام من به عنوان مسبب آنچه واقع شده خود را نجات دهید! (گفتگوهای من با شاه: خاطرات محرمانه امیر اسدالله علم.

شاه دو روز بعد از نهضت 15 خرداد، قیام مردم را بلوا و اقدامی وحشیانه، و نتیجه اتحاد ارتجاع سرخ و سیاه نامید و سعی کرد تا آن را به خارج از مرزها و کسانی همچون جمال عبدالناصر نسبت دهد. از جنوب شهر تهران نیز سیل جمعیت به سمت مرکز راه افتاده بود و در پیشاپیش آنها طیب حاج رضایی و حاج اسماعیل رضایی، دو تن از جوانمردان جنوب شهر تهران، با گروه خود در حرکت بودند. ارتشبد فردوست در توضیح وخامت اوضاع می نویسد: به اویسی (فرمانده لشکر گارد ویژه) گفتم «تنها راه این است که هر چه آشپز و نظافتکار و اسلحه دار و غیره در لشکرداری مسلح کنی». علم، نخست وزیر شاه در خاطراتش از این روز خطاب به شاه می نویسد: اگر ما عقب نشینی کرده بودیم ناآرامی به چهار گوشه ایران سرایت می کرد و رژیم ما با تسلیم ننگ آوری سقوط می کرد.

تانک ها و ابزار زرهی و نیروهای نظامی برای جلوگیری از ورود معترضین به شهر در سه راهی ورامین با جمعیت درگیر شدند و جمع زیادی از راهپیمایان را به خاک و خون کشیدند. ) روز 15 خرداد در تهران و قم حکومت نظامی برقرار شد اما علیرغم آن، روزهای بعد نیز تظاهرات وسیعی برپا بود که در هر مورد به درگیری خونین انجامید. سرانجام مأمورین نظامی و پلیس شاه با تیراندازی های گسترده و مستقیم و به کارگیری هرچه در توان داشتند بر قیام مردم فائق آمدند. جمعیت انبوهی در حوالی بازار تهران و مرکز شهر نیز گرد آمده و با شعار «یا مرگ یا خمینی» به سوی کاخ شاه به حرکت درآمدند. استقلال تمام عیار قیام پانزده خرداد آنچنان برملا و فاحش بود که اینگونه اَنگها نمی توانست کمترین لطمه ای بدان وارد سازد.


مرکز اسناد انقلاب اسلامی

علیرغم‌ اعلام‌ حكومت‌ نظامی‌ و تیراندازی‌ به‌ مردم‌، مقاومت‌ در مقابل‌ نیروهای‌ دولتی‌ همچنان‌ ادامه‌ داشت‌: «از ساعت‌ 10 صبح‌ امروز [16 خرداد] بدواً اجتماع‌ زیادی‌ در مسجد وكیل‌ شیراز گرد آمده‌ و شروع‌ به‌ تظاهر نموده‌اند و سپس‌ از نقاط‌ دیگر شهر دستجاتی‌ به‌ تظاهر پرداخته‌ و در نتیجه‌ مأمورین‌ انتظامی‌ با آن‌ها شدیداً تصادم‌ كرده‌ و عده‌ای‌ زخمی‌ شده‌اند، ولی‌ هنوز تظاهرات‌ ادامه‌ دارد، و وضع‌ شهر كاملاً غیرعادی‌ است‌. در 17 خرداد، ساواك‌ سمنان‌ طبق‌ معمول‌ و بر اساس‌ سیاست‌ها و اصطلاحات‌ رایج‌ رژیم‌، درباره‌‌ واقعه‌ چنین‌ نوشت‌: «طبق‌ اطلاع‌، مالكین‌ و مخالفین‌ روز گذشته‌ در دهات‌ و قرای اطراف‌ ورامین‌ و پیشوا فعالیت‌ نموده‌اند، مردمی‌ را كه‌ در تكایا و مجالس‌ سوگواری‌ مشغول‌ عزاداری‌ بوده‌اند، تحریك‌ و به‌عنوان‌ ابراز همدردی‌ از آقای‌ خمینی‌ و آشوبگران‌ مركز به‌ تهران‌ اعزام‌ دارند.

مهرداد، رئیس‌ ساواك‌ با آیت‌اللّه‌ میرزا عبداللّه‌ مجتهدی‌ و قاضی‌ طباطبایی‌ كه‌ در منزل ‌آقای‌ بیت‌اللّه‌ با سایر روحانیون‌ برای‌ هماهنگی‌ اجتماع‌ كرده‌ بودند تماس‌ می‌گیرد؛ آنان ‌را تهدید می‌كند تا تجمع‌ مردم‌ را پراكنده‌ كنند و «آقایان‌ روحانیون‌ دسته‌جمعی‌ به‌ بازار رفته‌ و مردم‌ را به‌ حفظ‌ آرامش‌ دعوت‌ نمایند». لشكر 12 خراسان كه‌ مسئولیت‌ سركوب‌ قیام‌ در خراسان‌ را به‌ عهده‌ داشت‌، برای‌ قدرت‌نمایی‌ یكی‌ از روحانیون‌ دستگیر شده‌ به‌ نام‌ سیدعلی‌ مددی‌ را «در روز پنجشنبه ‌(30/3/42)» «در خیابان‌های‌ عمده‌‌ شهر پیاده‌ حركت‌ می‌دادند، در حالی‌ كه‌ جلوی‌ او چند دژبان‌ و پشت‌ سرش‌ چند دستگاه‌ جیپ‌ مسلح‌ ارتش‌ در حركت‌ بود».

جمعیت‌ كثیری‌ پس‌ از حركت‌ در خیابان‌ها و میدان‌ فیض‌ كاشان‌ تجمع‌ و كار بانك‌ ملی‌ و كارخانجات‌ ریسندگی‌ را تعطیل‌ و كارگران‌ را وادار می‌نمایند كه‌ با جمعیت‌ ائتلاف‌ نمایند، سپس‌ با سلاح‌ سرد از قبیل‌ سنگ‌ و چوب‌ مبادرت‌ به‌ شكستن‌ شیشه‌های‌ عمارت‌ دادگستری‌ به‌طرف‌ شهربانی‌ هجوم‌ می‌آورند. نزدیكی‌ كاشان‌ به‌ قم‌، حضور علمای‌ متعدد و سابقه‌ ایمان‌ و تدین‌ مردم‌ این‌ شهر، باعث‌ استقبال‌ از نهضت‌ اسلامی‌ و حضور فعال‌ در صحنه‌های‌ مبارزاتی‌ شد و نیروهای‌ امنیتی‌ و اطلاعاتی‌ نیز توجه‌ زیادی‌ به‌ اوضاع‌ شهر، رفت‌وآمد افراد و كنترل‌ مراكز فعالیت‌ اجتماعی‌ و سیاسی‌ داشتند.

این ‌پاكروان‌ بود كه‌ شهر تبریز را به‌ تعطیلی‌ كشاند! مهرداد با عصبانیت‌ و در عین‌حال‌ تعجب‌ پرسید، چطور؟ و او در جواب‌ گفت‌: وقتی‌ خبر دستگیری‌ و جلب‌ آقا را از رادیو اعلام‌ می‌كنند و مردم‌ با خبر می‌شوند كه‌ مرجع‌ تقلیدشان‌ زندانی ‌شده‌، انتظار دارید هیچ‌ عكس‌العملی‌ انجام‌ ندهند؟.

قيام خونين پانزده خرداد 42 به روايت اسناد

علم که فقط اطرافيان خود را روشنفکران آن زمان ميدانست گفت: « روشنفکران به شدت از اقدام روحانيون عصباني و له دولت هستند» در حاليکه چنين نبود و اسناد اين کتاب به ما ميگويند روشنفکران و سياسيون غير روحاني از امام حمايت کرده و به انتقاد از عمل دولت در بازداشت اين مرجع تقليد پرداختند و شمار زيادي از دانشجويان دستگير و به زندان افتادند. دهنوي در سخن آغازين نگاه کوتاهي به فاصله زماني 28مرداد32 تا 15 خرداد42 مياندازد و به بررسي وقايع ايران بعد کودتاي آمريکايي ـ انگليسي که منجر به استقرار نظام ديکتاتوري و وابستگي هرچه بيشتر سياسي و اقتصادي ايران به غرب شد پرداخته و در نهايت به اين نتيجه ميرسد که برنامه حاکميت براي اصلاحات چيزي جز فقر و نابرابري براي جامعه نبود.

با توجه به اين سند امام در روز چهلم شهداء فيضيه وابستگي شاه به عوامل اسراييل را محکوم و مضرات نفوذ صهيونيست ها در مقدرات ايران را براي ملت باز گو کردند4 و از تمام وعاظ و سخنرانان درخواست کردند که خطر اسرائيل را به مردم گوشزد نمايند و تاکيد نمودند که سکوت در آن شرايط به معناي تاييد دستگاه جبار و کمک به دشمنان اسلام دانستند. امام با بکار بردن واژه «بدبخت و بيچاره » شاه را که به اسباب دست زور گويان داخلي و خارجي تبديل شده بود تحقير و او را نصيحت نمودند که به جاي تکيه بر بيگانگان به ملت تکيه کن و آنچه را که مردم ميخواهند اجرا کن نه آن چيزي که آمريکا و اسراييل از تو ميخواهند و گفت از سر نوشت پدرت عبرت بگير که با رفتنش مردم چقدر شادمان شدند.

9 سرانجام روزي که همگان انتظار آنرا داشتند فرا رسيد و امام خميني در روز 13 خرداد مصادف با عاشورا براي مردم قم سخنراني کردند و با درسهايي که از عاشورا فرا گرفته بودند مردم را به مبارزه با يزيد زمان فراخواندند و بي محابا شاه را مورد حمله قرار دادند؛ کاري که شايد تا آن‌روز هيچ کس جرات آنرا پيدا نکرده بود. 2-اگر عکسها را هم به عنوان مصاديق سند در نظر بگيريم اين کتاب مشحون از عکس هاي گوياست و از روي اين تصاوير ميتوان به شور و علاقه مردم در مبارزات پي برد و جوانان و دانشجويان با در دست داشتن عکسهاي امام خميني نفرت خودشان را از اقدامات سرکوبگرانه رزيم نشان دادند.



بازدید سایت خود را میلیونی کنید
فرم ارسال نظر


مطالب پیشنهادی از سراسر وب




  ساخت وبلاگ حقوقی   |   ساخت وبلاگ   |   Telegram SMM Panel   |   خرید آنتی ویروس   |   مودم اینترنت  


آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین مطالب مجله


ارتقاء سریع سایت در گوگل با ❌بک لینک قوی❌ ارتقاء سریع سایت در گوگل با ❌بک لینک قوی❌ مشاهده